تبليغاتX
ღღمیناღღ

ღღمیناღღ

سلام دوستان .


مدت طولانی من نبودم اما قول میدم زود به زود آپ کنم

وبلاگمو ...    


بوسسسسسس


+دست نوشت در سه شنبه 1390/04/21ساعت11:22توسط مینا جکسون--> | |

سلام . اول ببخشید میگم به دلیل نبودنم مدتی و تشکر کنم از دوستانی که به یادم بودن .

غمی غمناک

شب سردی است,و من افسرده.

راه دوری است,و پایی خسته.

تیرگی هست و چراغی مرده.

می کنم,تنها,از جاده عبور:

دور ماندند ز من آدم ها.

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غم ها.

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی.

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر,سحر نزدیک است.

هر دم این بانگ بر آرم از دل:

وای,این شب چقدر تاریک است!

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم؟

مثل این است که شب نمناک است.

دیگران را هم غم هست به دل

غم من,لیک,غمی غمناک است.

چقدر زود روزها میگذرن . سعی کنیم تو این روزهای رفته

خاطره های خوب بجا بگذایم

+دست نوشت در شنبه 1389/01/21ساعت12:58توسط مینا جکسون--> | |

چه زود روزا میگذرن . . .

انگار همین دیروز بود .  .  .

این بهار نو ز بعد برگ ریز هست برهان بر وجود رستخیز
در بهاران رازها پیدا شود هر چه خورده است این زمین رسوا شود
رازها را می کند حق آشکار چون بخواهد رُست، تخم بد مکار

 

بهار .  بهار  . بهار . . .

چون است حال بُستان ای باد نوبهاری کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری
ای گنج نوش دارو، بر خستگان نگه کن مرهم به دست و ما را مجروح می گذاری؟
هر ساعت از لطافت، رویت عرق برآرد

چون بر شکوفه و گل، باران نوبهاری

سی روز مانده به عید نوروز ولی چشم رو هم بزاریم میگذرد .

من عید رو به تمام دوستانم پیشاپیش تبریک میگم

. امیدوارم سال پربرکتی واسه همه ی دوستان باشه .

+دست نوشت در دوشنبه 1388/11/26ساعت11:23توسط مینا جکسون--> | |

سلام دوستان

یه مدتی من نبودم شرمنده درگیر کارهام بودم . شرمنده

از تمام دوستانی که نظر دادن من نبودم جواب بدم .

راستی پیشاپیش والنتاین مبارک دوستان گلم

 

+دست نوشت در چهارشنبه 1388/11/14ساعت11:54توسط مینا جکسون--> | |

شهادت امام حسین رو به

تمام مسلمانان

تصلیت میگم

شاید این روزها ما جوونارو به راه

راست هدایت کنه.

 

آمین...

+دست نوشت در دوشنبه 1388/09/30ساعت5:52توسط مینا جکسون--> | |

فکر میکنی چشات خیره به یکی شده . فکر میکنی داری کم کم بهش عادت میکنی. احساس میکنی با لبخندش زنده ای . با صداش . با نگاش.....

اینقدر تو چشاش نگاه میکنی اینقدر قرق حرفاش میشی که صرفت میفهمه که بهش علاقمند شدی.

اونم مثل تو برخرد میکنه . اونم ادای ادمای عاشقو در میاره. اونم تو چشات همونجوری نگاه میکنه که تو نگاه میکنی. یهو به خودت میای میبینی دستت تو دستشه . تا به خودت بیای میبینی لبات رو لباشه. هر ثانیه علاقت بهش بیشتر میشه . اینقدر زیاد که حتی یک ثانیه دوریشو نمیتونی تحمل  کنی.

همینجور پیش میری تا چشم هم میزنی میبینی چند سالی گذشت و تو عاشق و اون به قول خودش عاشق  هست.

تا اینکه ...

یه روز به طور اتفاقی تو خیابونی میبینیش. . .

میبینی که دستش تو دست یه نفر دیگستو داره قدم میزنه...

شکه میشی. با خودت میگی ...

نه این نیست . نه اشتباه دیدم . نه اون عاشقم بود .  نه نه  نه  نه...

که هزاران نه دیگه میاری. تا به خودت میای میبینی یه ادم بدرد نخور و ضعیف و داغون شدی.

بی اراده شدی. بی احساس شدی. تا به خودت بیای میبینی دیگه دیر شده.

اینه رسم رفاقته. این دنیای عشق و عاشقی ما انساناست . این چیزی که ما انسانها ساختیم.

 چرا؟؟؟؟؟

+دست نوشت در چهارشنبه 1388/09/18ساعت2:9توسط مینا جکسون--> | |

 

می خوام اسمتو با صابون توی ابرا بنویسم.
.
.
.
تا وقتی بارون میاد همه کف کنن !!

.........................................

تازگی ها طلا شدی ، گم شدی کیمیا شدی . دیگه پیام نمیزنی ، مثل غریبه ها شدی...

........................................

عشق يک واژه زلال است ، تو بايد باشي ، قلب من زير سوال است ، تو بايد باشي
فال حافظ زدم آن رند غزل خوان هم گفت ، زندگي بي تو محال است ، تو بايد باشي . . .

........................................

از فراق تو مرا هر نفسي صد آه است ، از تو غافل تيستم اي دوست خدا آگاه است . . .

........................................

گوهر دل را نزن بر سنگ هر ناقابلي ، صبر کن پيدا شود گوهر شانس قابلي . .

.......................................

شب شکست ، پيمان شکست ، عهدي شکست ، قلبي شکست
از شکست هر شکستي بر دلم آهي نشست . . .

.......................................

اي کاش زندگي مثل فوتبال بود ، که خوشي را پاس ، جدائي را شوت ، بي وفائي را فول ، غم را آفسايد و محبت را گل مي کرديم . . . !

.....................................

ديرگاهيست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام
وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آئينه ز من با خبر است / که اسير شب يلدا شده ام
من که بي تاب شقايق بودم / همدم سردي يخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنيد / تا نبينم که چه تنها شده ام . . .

...................................

بمون بگو چکار کنم ، دنيا پر از درد و غمه / تموم زندگيم توئي ، تو هم که اخمات تو همه !

...................................

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، تماشاي تو زيباست اگر بگذارند
به من عاشق مسکين به حقارت منگر ، دل ما وسعت درياست اگر بگذارند . . .

..................................

در سراي گل فروشان گرچه گل بسيار است ، چون تو گل پيدا نمودن مشکل و دشوار است

.................................

اي اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بيمار من ، اي غم ، تو هم لذت ببر از اين همه آزار من

.................................

سکوتي بود بر قلبم که با آن مي زدم فرياد اگر از شهر غم رفتي منو هرگز مبر از ياد.

................................

 

* من ساده و بي رنگم
* من عاشق دلتنگم
* صد بار بزن قطع کن
* من عاشق تک زنگم

.................................

مگه مي شه نباشي تو حرير خاطرم
مگه مي شه نگذري از کنار پنجره ام،
مگه مي شه بي هوات لحظه اي نفس کشيد،
مگه مي شه بي چشمات رنگ خوشبختي رو ديد

........................................

من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم
اگر از ياد تو گريه نکنم مي شکنم
بر لب کلبه محصور وجود من در اين خلوت خاموش سکوت
اگر از تو يادي نکنم مي شکنم.

.....................................

دارم مي ميرم برات
نزار بيفتم به پات
مگه گناهم چي بود
که سر شده اون نگاهت
به من يه فرصت بده تا دستاتو بگيرم
يا اين که مال من شي
به پاي تو بميرم

..................................

زندگي برگ بودن در مسير باد نيست، امتحان ريشه هايست، ريشه هم هرگز اسيرباد نيست، زندگي چون پيچکي است انتهايش مي رسد پيش خدا...

..................................

مي گه شيشه عمر آدمها اگر خيس بشه عمرشون کم مي شه، مي دونستي چشات شيشه عمر منه؟

................................

ويليام شکسپير مي گه: اون وقتي که فکر مي کني هيچ کس نيست حرف دلتو بفهمه، کسي هست که براي ديدنت روز شماري مي کنه.

..............................

زندگي ياد همان خاطره هاست،
ياد همان ناز نگاست، ارزشش چيزي نيست جز آن عزيز که هنوز در دل و ديده ي ماست ياد نازت تا هميشه زيباست..!

.............................

مرده اي در کوچه هاي بي کسي
سنگ قبرم را نمي سازد کسي
سوختم خاکسترم را باد برد
بهترين يارم مرا از ياد برد

...............................

هر جا بري با هاتيم
مثل علف زير پاتيم
مثل عسل رو لباتيم
مثل يه اشک تو چشماتيم
مثل غنچه رو لپاتيم
بذار بگه: خاک پاتيم آخه
بد جور خاطرخاطي

...............................

فدايت اي گل زيباي هستي، نمي دانم بي من کجا نشستي، قشنگيهاي فردايم تو هستي، يگانه گنج دنيايم تو هستي.

.................................

مي دوني دليل خسوف و كسوف چيه؟ خورشيد و ماه واسه ديدنت دعوا مي كنند!

.................................

ساده نوشتن را چون ساده زیستن دوست دارم. پس ساده می نویسم: دوستت دارم.

................................

اگر جلوي اشتباهات خود را نگيريد، آنها جلوي شما را خواهند گرفت!

 

 

 

یه رشتیه تو ابه دریا یه ترکرو میبینه میگه اوووووووووو خر ماهیرو ببین

............................

ترکه باباش میمیره میگه اخ خ خ جون از فردا تیریپ لباس مشکیه و عینک دودی

............................
 
 
تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

.................................

يه روز يه بابا ميره ماهي بگيره تور رو مي اندازه تو دريا هرچي مي كشه درنمي ايد ميره زيره اب مي بينه ماهي ها تور را بستن دارن واليبال بازي مي كنند

.................................


ارزوي خسيس
از ادم خسيس مي پرسند بزرگترين ارزويت چيست گفت كچل شوم پول سلماني ندهم

.................................

اگر کسي بهت گفت دوستت دارم مي ميرم برات فدات ميشم تموم زندگيمي  زود باور نکن اگر مي خواهي امتحانش کني بهش بگو کارت سوختت رو ميدي به من

..................................

ترکه به زنش مي گه بيا مهرته بزار اجرا يه خونه بخريم

...................................

يک مرغ ميره مغازه ميگه آقا يک تخم مرغ بده مغازه دار ميگه شما چرا ميگه شوهرم گفته به خاطر 50 تومان اندامتو خراب نکن

.......................................

شخصي ادعاي پيامبري ميکرد . مردم از او کتاب خواستند .
گفت :((من کتاب ندارم اما جزوه ميدهم ...))

......................................

مردي که صاحب بچه ي دو قلو شده بود به بيمارستان رفت تا بچه هايش را به خانه بياورد . در بيمارستان به او گفتند : (( هزينه شما 100هزار تومان ميشود ! ))
مرد گفت :(( بابا تخفيف بدهيد هر دو تا را ببريم .))

.....................................

وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستم رو بالا گرفتم گفتم: يك بخش.

....................................... 


اما از وقتي كه تو رو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه: عطش ديدن تو.....شوق با تو بودن.....و اندوه بي تو بودن.

.......................................

به نظر شما "دولت الکترونیک" چه چیزی کم دارد؟
1-علامت تعجب 2-علامت سوال 3-علامت کارگران مشغول کارند 4-علامت رنگی نشوی

....................................

لطفا انگشتتان را در دماغ خود فرو نبرید! قرار است این انگشتان چند روز دیگر حماسه بیافرینند!!!

....................................

دونفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و يك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!

..................................

 بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !

..................................

باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بيار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بياريش!

................................

مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!

        

 

+دست نوشت در سه شنبه 1388/09/10ساعت15:35توسط مینا جکسون--> | |

دلم گرفته


دلم از آسمون گرفته.دلم از زمين گرفته . دلم از خداهم گرفته ....

دلم از اين مردم گرفته. از اين مردم سردو بي روح . از اين زمونه ي کثيف . از اين دنياي دروغين . دلم گرفته.

روزامون تکراري.شبامون تکراري. حتي ديگه خوابامم تکراري شدن .حرفا همه تکراري شدن . اون موقه با يه تار سيبيل ابرو ميخريد الان ابرو پولي شده. الان شخصيت فروشي شده.

الان اگه ژولدار باشي بيشتر تو دل جا ميشي. خدا نکنه فقير باشي . تو سري خور همه ميشي.

الان دلا از سنگ شده. دل برا دل تنگ نميشه. الان کسي دل واس کسي نميسوزونه.

الان جنگه. جنگ چشم تو هم چشمي . جنگ پول شده. چشا کور شده. گوشا کر شده. کسي صداي کمک خواستنو نميشنون .

کسي دست دراز شده ي يه کودک فقيرو نميبينن.

مردم جاي آب مبخوان خون هم ديگرو بخورن.
 
چقدر سخته تو دنیایی زندگی کنی که همه ادماش گرگنو ادم نما

+دست نوشت در دوشنبه 1388/09/09ساعت12:24توسط مینا جکسون--> | |

سلام

تولد تولد تولدم مبارک...

 

امروز عید هستشو تولد بنده هم هست . اخجون کلی کادو میگیرم .

راسی عیدتونم مبارک .

امروز ۲۱ ساله میشم . روزا چه زود میگذره

راسی من کادو میخواما.

+دست نوشت در شنبه 1388/09/07ساعت15:17توسط مینا جکسون--> | |

امروز میخوام براتون از یه دنیای مجازی و خیالی صحبت کنم .

دنیایی که خیلیارو نابود کرده و داره میکنه

چت چيست ؟
براي پيدا کردن همسر ؟
براي پيدا کردن دوست دختر ؟
براي استفاده هاي جنسي ؟
براي پيدا کردن دوست ؟
براي پيدا کردن هم دم ؟
براي چي؟
بيت و چهار ساعت پشت کامپيوتر نشتن و چرت و پرت گفتن اخه چي؟

 

این عکسارو مشاهده کنید تا در ادامه بگم بهتون جریان چیه!!!

 

مشاهده کردین؟

واقعا چت یعنی این ؟

نميگم خيلي بده میشه ازش درست استفاده کرد ولي متاسفانه جووناي ما همه بي جنبه هستن واس همين خودشونو قرق چت ميکنند
. قرق دنياي مجازي ميکنند. اين عکسهايي که گذاشتم صد در صد واقعي هستن .
خودم هفت سال قرق چت شدم اخرش نابودم کرد تازه يه ماه هست ازش کشيدم بيرون
ما که تو ايرانمون اين همه جنايت و فقرو فهشا هست تورو خدا
با رعايت نکردن تو دنياي مجازي ايرانمونو خراب تر از ايني که هست نکنيم .
به خدا اين دنياي مجازي بيش نيت و هيچي ازش در نمياد جز شعرو ورو چرت و پرت .
اين يه دنيايي که قافل شي نابودت ميکنه

 

از ما گفتن بود از شما شنفتن

بدرود

+دست نوشت در چهارشنبه 1388/09/04ساعت14:47توسط مینا جکسون--> | |